دوستان وارد و آشناتر به سرویسهای دیگه
به نظرتون کجا برم؟
پرشین بلاگ یا بلاگ اسکای؟ :)
همیشه یک انتخاب داری،پس حواستو خوب جمع کن
دوستان وارد و آشناتر به سرویسهای دیگه
به نظرتون کجا برم؟
پرشین بلاگ یا بلاگ اسکای؟ :)
قسمت دوم :
توی راه به خانوادم میرسم...
نمیفهمم این دو روز کی تموم میشه
شنبه میشه و اینبار باز هم لحظات تلخ خداحافظی رو باید لمس کنم
از خونه خارج میشم و میرم به سمت هنگ
تو راه وقتی ساک رو دوشم دارم میرم،اشکام تو خلوت ناخودآگاه سرازیر میشه...
تا داخل هنگ میشم،همون اول نوبت ما میشه و اسممو صدا میزنن!
سوار اتوبوس مربوط به عجب شیر میشم
اتوبوسی پر از جوانایی که سراشون تراشیده شده...
مات و مبهوت موندم! هنوز باورم نمیشه که دارم میرم...
با گذشت چهار پنج کیلومتر،آروم آروم با بغل دستیم شروع به حرف زدن میکنم
اسمش حمید هست و شاغل بوده
به خاطر ازدواج اومده خدمت...
پسر خوبیه! خدا خدا میکنم لااقل باهم بیافتیم...
تا دم درب دژبانی امید دارم که برمیگردم...
اما از درب دژبانی که وارد میشیم انگار وارد یه حبس میشم! میفهمم که دیگه راه برگشتی نیست...
استاد کمی فکر کرد و گفت : گوش کنید ، مثالی می زنم ، دو مرد – پیش من می آیند. یکی
تمیز ودیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد می کنم حمام کنند.شما فکر می کنید ، کدام یک
این کار را انجام دهند ؟
هردو شاگرد یک زبان جواب دادند : خوب مسلما کثیفه !
استاد گفت : نه ، تمیزه . چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر
آن را نمی داند.پس چه کسی حمام می کند ؟
حالا پسرها می گویند : تمیزه !
استاد جواب داد : نه ، کثیفه ، چون او به حمام احتیاج دارد.وباز پرسید :
خوب ، پس کدامیک از مهمانان من حمام می کنند ؟
یک بار دیگر شاگردها گفتند : کثیفه !
استاد گفت : اما نه ، البته که هر دو ! تمیزه به حمام عادت دارد و
کثیفه به حمام احتیاج دارد. خوب بالاخره کی حمام می گیرد ؟
بچه ها با سر درگمی جواب دادند : هر دو !
استاد این بار توضیح می دهد : نه ، هیچ کدام ! چون کثیفه به حمام عادت ندارد و تمیزه هم
نیازی به حمام کردن ندارد!
شاگردان با اعتراض گفتند : بله درسته ، ولی ما چطور می توانیم تشخیص دهیم ؟هر بار
شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است
استاد در پاسخ گفت : خوب پس متوجه شدید ، این یعنی: منطق !
خاصیت منطق بسته به این است که چه چیزی را بخواهی ثابت کنی !!
قرار نیست همیشه بمانیم
روزی همه رفتنی اند...
امــا يادت باشد،
ماندن معرفــــت میخواهد نه بهانه...
که یک دقیقه بیشتر باهم بودن را،نیاکان ما جشن میگرفتند...
قدر در کنارهم بودن هایمان را بدانیم...
که خیلی زود دیر میشود..
"یـــلـــدا"تون مبارک
